شیطونیای امیرطاها
امیرطاها ماشاالله تو این چند ماهه یه کارای عجیبی کردی و یک سری خسارت هم زدی
مثلا یه ماه پیش گوشیه مامانیو انداختی تو گلدون بامبوها و گوشیم سوخت و دیگه هم درست نمیشه
همچنین ماشین حساب بابارو هم انداختی دوباره تو گلدونالبته خداروشکر اونو خشک کردیم کار کرد.
جدیدن همش دوست داری یه سری وسایلو توی یه چیزی بندازی مثلا چند وقت پیش فندک گاز گمشد هر چی گشتم پیدا نکردم تا اینکه لباس انداختم لباسشویی که دیدم صدای ناجوری میاد اومدم دیدم بله شما نیم فسقلی انداختیش اونجا.
خلاصه یه عالمه کارای عجیب انجام میدی در کابینتو باز میکنی هرچی سبد و قابلمه هست برام تو حال ردیف میکنی میری از تو اتاق اسباب بازی میاری پرت میکنی تو حالو دوباره میری یکی دیگه میاری و من همش باید درحال جمع کردن باشم 
البته اینم بگم شیرین کاریو لوس کردن هم یادگرفتی میای میزنی بعد تا نگات میکنم میخندی چشاتو ریز میکنی بعد میای میبوسی یا مثلا پای بابای زخم شده هی میای میبوسیش که خوب شه بعضی وقتا که جايی از بدنت درد میگیره میای میگی ببوس تا خوب بشه.
هر چی بهت میگیم میگی نه بعد میخندی مثلا بهت میگم مامانی پی پی کردی میگی نه
میگم آمه (یعنی غذا) میخوای میگی نــَه
میگم بریم دَدَ ( گردش) میگی نــــَه (الهی غربونت بشم)
الهی فدات بشم کارات همش بانمکه حتی اگه خراب کاری باشه




شیطونیای امیرطاها
