اميرطاهااميرطاها، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

امير کوچولوی مامان بابا

پاشو پاشو کوچولو

1390/10/17 14:01
265 بازدید
اشتراک گذاری

پاشو پاشوکوچولو ازپنجره نگاه کن

باچشمان قشنگت به منظره نگاه کن

آن بالا بالاخورشید تابیده بر آسمان

یک رشته کوه پایین تر پایین ترش درختان

نگاه کن آن دورها کبوتری می پرد

شاید برای بلبل از گل خبر می برد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

عمو وحید
19 دی 90 17:51
لالا لالا گل پونه آقا خیلی مهربونه اگه نیستش میون ما زما غافل نمی‌مونه لالا لالا گل لاله فقیر تو كوچه می‌ناله نزار و زار و بی‌حاله اگه آقا بیاد، دیگه كسی اینجور نمی‌ناله لالا لالا گل ارزن به هر كوی و به هر برزن نمی‌مونه غم و حسرت به هر قلبی ز مرد و زن لالا لالا گل آوشن آقا میاد چشات روشن لبا خندون، زمین خرم دلا شادون، جهان گلشن لالا لالا گل سنبل براآقا یه دسته گل بچینم ببرم پیشش الهی خار نره دستش لالا لالا گل اسپند خدایا بر خودت سوگند رسانی مهدی ما را كنی مارا به دیدارش بسی شادان، بسی خرسند لالا لالا گل سوسن می‌سوزه قلب مرد و زن الهی شام غیبت رو تمومش كن، رسون آخر فرج را رو به راهش كن ظهورش را رقم برزن لالا لالا گل زیره چرا خوابت نمی‌گیره نمی‌خواهی مگر در خواب ببینی روی ماهش رو بپرسی حال و روزش رو بگی یادش ز قلب تو نمی‌شه پاك، نمی‌میره لالا لالا گل پسته نشو خسته، نشو خسته آقا میاد و بابایت برا یاریش كمر بسته الهی قفل در واشه یه باره آقا پیدا شه بشه مهمون دلهامون تو آیینه چشمامون گل زهرا شكوفا شه گل زهرا شكوفا شه لالا لالا عزیز جان مامان(بابا) بشه ترا قربان اگر بیداری یا در خواب لالایی می‌رسد پایان ولی قصه مشتاقی همیشگی و بی پایان همیشگی و بی پایان لالا لالا لالا لالا لالا لالا لالا لالا لالا لالا می خواستم لالایی رو که تو بچه گی برای خواهرم می خوندم بنویسم ولی چون خیلی سالهاست که گذشته تقریبا یادم رفته این لالایی رو برای امیر طاهای عزیز نوشتم امید وارم زیر سایه اهل و بیت نبوت و پدر و مادر عزیزش سالها عمر پربرکت داشته باشه